هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، وصال، هجران، صبر و رضایت در برابر تقدیر میپردازد. شاعر با بیانهای مختلف تأکید میکند که عاشقان در دام دنیا و آرزوهایشان گرفتارند و وصال معشوق مانند کیمیا نایاب است. همچنین، اشارهای به ناپایداری دنیا و فریبندگی آن دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۲۵۰ - به بزم دهر حرف دشمنی عام است میدانم
به بزم دهر حرف دشمنی عام است میدانم
لبی کز شکوه نگشاید لب جام است میدانم ۱
همین باشد میسّر کیمیای وصل عاشق را
نشان از هستی عنقا همین نام است میدانم ۲
به کار خستگان خویش میکن گوشه چشمی
غذای عاشق بیمار بادام است میدانم ۳
مکن منعم ز بیتابی که چون سیماب عاشق را
نگردد آنچه گرد خاطرآرام است میدانم ۴
ندارند اهل شوق از هیچ جانب راه بیرونشو
جهان مرغان دل را سربهسر دام است میدانم ۵
مخور تا میتوان ای دل فریب جلوه دنیا
نگردد آنچه حاصل در جهان کام است میدانم ۶
تفاوت نیست وصل و هجر حیرانمانده او را
به پیش چشم اعمی صبح، چون شام است میدانم ۷
طمع دل از هوای وصل جانان برنمیدارد
وگرنه آرزوی عاشقان خام است میدانم ۸
ز قصاب پریشان از سر و سامان چه میپرسی
به قربان تو عاشق بیسرانجام است میدانم ۹
لبی کز شکوه نگشاید لب جام است میدانم ۱
همین باشد میسّر کیمیای وصل عاشق را
نشان از هستی عنقا همین نام است میدانم ۲
به کار خستگان خویش میکن گوشه چشمی
غذای عاشق بیمار بادام است میدانم ۳
مکن منعم ز بیتابی که چون سیماب عاشق را
نگردد آنچه گرد خاطرآرام است میدانم ۴
ندارند اهل شوق از هیچ جانب راه بیرونشو
جهان مرغان دل را سربهسر دام است میدانم ۵
مخور تا میتوان ای دل فریب جلوه دنیا
نگردد آنچه حاصل در جهان کام است میدانم ۶
تفاوت نیست وصل و هجر حیرانمانده او را
به پیش چشم اعمی صبح، چون شام است میدانم ۷
طمع دل از هوای وصل جانان برنمیدارد
وگرنه آرزوی عاشقان خام است میدانم ۸
ز قصاب پریشان از سر و سامان چه میپرسی
به قربان تو عاشق بیسرانجام است میدانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - کجاست دیده که رو سوی یار خویش کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - تا چون نگه توان شد دور از میان مردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.