هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراق و دوری یار خود شکایت میکند و بیان میدارد که از آتش دل و غم هجران به ستوه آمده است. او از یار خود میخواهد که روی بنماید و از درد هجران مینالد. همچنین، شاعر به بیوفایی یار اشاره کرده و از گفتارهای بیاساس او ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
15+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'آتش دل' و 'دل خونبار' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۹۷ - یاد ما هرگز نکردی یار هی
یاد ما هرگز نکردی یار هی
رفت کار از دست و دست از کار هی ۱
چند سوزم ز آتش دل روز و شب
بیش از این طاقت ندارم یار هی ۲
از غمت ای ترک آتشخو مرا
دیده گریان است و دل خونبار هی ۳
چند نالم همچو بلبل در فراق
روی بنمای ای گل بیخار هی ۴
شرح هجران چون بیان سازم که نیست
در زبانم قوّت گفتار هی ۵
هرچه گفتی محض باطل بوده است
شرم کن قصاب از این گفتار هی ۶
رفت کار از دست و دست از کار هی ۱
چند سوزم ز آتش دل روز و شب
بیش از این طاقت ندارم یار هی ۲
از غمت ای ترک آتشخو مرا
دیده گریان است و دل خونبار هی ۳
چند نالم همچو بلبل در فراق
روی بنمای ای گل بیخار هی ۴
شرح هجران چون بیان سازم که نیست
در زبانم قوّت گفتار هی ۵
هرچه گفتی محض باطل بوده است
شرم کن قصاب از این گفتار هی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - رخ نمودی عاشقم کردی گذشتی یار هی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - جان من گر شدی از صحبت من سیر بگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.