هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ظلم و بیدادگری روزگار و از دست دادن عزیزان میگوید. شاعر از درد فراق و ناعدالتیهای جهان شکایت دارد و به عشق و فداکاری اشاره میکند. همچنین، از نمادهای تاریخی و مذهبی مانند سلیمان، مسیحا، و یزید استفاده شده تا مفاهیم عمیقتری را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ظلم و بیدادگری ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۰ - ایضاً فی رثاء المظلوم علیه السلام
در جهان نشنیده ام تا بود این چرخ کبود
کز سلیمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود ۱
دست بیداد فلک دستی جدا کرد از بدن
کز نهاد عالم امکان بر آمد داد و دود ۲
از پی دیدار جانان کرد نقد جان نثار
وه چه جانی! یعنی اندر گنج هستی هرچه بود ۳
کرد قربانی جوانی را که چشم عقل پیر
چشمۀ خون در عزای جانگزای او گشود ۴
مادر گیتی چنان در ماتم او ناله کرد
تا که کر شد گوش گردون از نوای رودرود ۵
داد بهر جرعه ای از آب دری آبدار
در کنار آب دریا، آه از این سودا و سود ۶
قاب قوسین عروجش بود بر اوج سنان
شد باو ادنی روان چون در تنور آمد فرود ۷
از سر نی شاهد بزم حقیقت زد چه سر
گمرهان را جلوۀ شمع طریقت می نمود ۸
سر به نی لیکن ز سرّ عشق جانانش بلب
نغمه ای کان نغمه در مزمار داودی نبود ۹
دیر ترسا را گهی روشن تر از خورشید کرد
گاه پنداری مسیحا بود بردار جهود ۱۰
با لب و دندان او جز چوب بیداد یزید
همدم دیگر ندانم! داد از این گفت و شنود ۱۱
آنچه دید آن لعل لب از جور دوران کم نداشت
از چه چوب خیزران این نغمۀ دیگر فزود ۱۲
کز سلیمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود ۱
دست بیداد فلک دستی جدا کرد از بدن
کز نهاد عالم امکان بر آمد داد و دود ۲
از پی دیدار جانان کرد نقد جان نثار
وه چه جانی! یعنی اندر گنج هستی هرچه بود ۳
کرد قربانی جوانی را که چشم عقل پیر
چشمۀ خون در عزای جانگزای او گشود ۴
مادر گیتی چنان در ماتم او ناله کرد
تا که کر شد گوش گردون از نوای رودرود ۵
داد بهر جرعه ای از آب دری آبدار
در کنار آب دریا، آه از این سودا و سود ۶
قاب قوسین عروجش بود بر اوج سنان
شد باو ادنی روان چون در تنور آمد فرود ۷
از سر نی شاهد بزم حقیقت زد چه سر
گمرهان را جلوۀ شمع طریقت می نمود ۸
سر به نی لیکن ز سرّ عشق جانانش بلب
نغمه ای کان نغمه در مزمار داودی نبود ۹
دیر ترسا را گهی روشن تر از خورشید کرد
گاه پنداری مسیحا بود بردار جهود ۱۰
با لب و دندان او جز چوب بیداد یزید
همدم دیگر ندانم! داد از این گفت و شنود ۱۱
آنچه دید آن لعل لب از جور دوران کم نداشت
از چه چوب خیزران این نغمۀ دیگر فزود ۱۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۲
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - فی رثاء سید الشهداء سلام الله علیه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱ - ایضاً فی رثائه علیه السلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.