هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و ناکامیهای خود در زندگی میگوید، از بخت سیاه و رقیبانش شکایت دارد و خود را اسیر عشق و دوری از معشوق میداند. او با وجود دانش و ادب، خود را بیخرد و بیادب در عشق میخواند و از فریبکاران بیزار است. همچنین، از دوری و فقر خود گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و رنجهای عشق ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶ - عمریست که دست و گریبانم
عمریست که دست و گریبانم
با بخت سیاه و رقیبانم ۱
هر دیده که روز سیاهم دید
پنداشت که شام غریبانم ۲
بیمار مسیح دمی هستم
نوبت نرسد بطبیبانم ۳
من بندۀ والۀ عشق توام
بیزار ز ساده فریبانم ۴
از عشق تو بی خرد و ادبم
هر چند ادیب ادیبانم ۵
پیمانه ز می چه لبالب شد
حاشا که دگر ز لبیبانم ۶
از مفتقر این همه دوری چیست؟
آخر نه مگر ز قریبانم؟ ۷
با بخت سیاه و رقیبانم ۱
هر دیده که روز سیاهم دید
پنداشت که شام غریبانم ۲
بیمار مسیح دمی هستم
نوبت نرسد بطبیبانم ۳
من بندۀ والۀ عشق توام
بیزار ز ساده فریبانم ۴
از عشق تو بی خرد و ادبم
هر چند ادیب ادیبانم ۵
پیمانه ز می چه لبالب شد
حاشا که دگر ز لبیبانم ۶
از مفتقر این همه دوری چیست؟
آخر نه مگر ز قریبانم؟ ۷
وزن:
مفعول مفاعلتن فعلن
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - صهبای خم تو خرابم کرد
گوهر بعدی:شماره ۷ - مهر تو رسانده بماه مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.