هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید و حالات مختلفی مانند وجد، طرب، تب و تاب، و حتی رنجش از قهر معشوق را بیان میکند. او خود را بنده و غلام معشوق میداند و از رسوایی در میان عرب و عجم به خاطر این عشق یاد میکند. شاعر امیدوار است که صبح امید پس از شام غم بیاید و شبش را مانند روز روشن کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبی و عاطفی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۳۸ - از عشق تو اندر تاب و تبم
از عشق تو اندر تاب و تبم
وز شوق تو در وجد و طربم ۱
از شمۀ لطف تو سلمانم
وز شعلۀ قهر تو بو لهبم ۲
هندوی بت خال تو شدم
رسوای تو در عجم و عربم ۳
با سر ره عشق تو می پویم
گر مانده شود پای طلبم ۴
من بندۀ حلقه بگوش توام
جز این نبود حسب و نسبم ۵
خود را بشمار غلامانت
می آورم، و دور از ادبم ۶
ای شام غمم را صبح امید
بازآ که شود چون روز، شبم ۷
از عشق تو سینه لبالب غم
وز شوق تو آمده جان بلبم ۸
گر سوخته مفتقرت چه عجب
از خامی مدعیان عجبم ۹
وز شوق تو در وجد و طربم ۱
از شمۀ لطف تو سلمانم
وز شعلۀ قهر تو بو لهبم ۲
هندوی بت خال تو شدم
رسوای تو در عجم و عربم ۳
با سر ره عشق تو می پویم
گر مانده شود پای طلبم ۴
من بندۀ حلقه بگوش توام
جز این نبود حسب و نسبم ۵
خود را بشمار غلامانت
می آورم، و دور از ادبم ۶
ای شام غمم را صبح امید
بازآ که شود چون روز، شبم ۷
از عشق تو سینه لبالب غم
وز شوق تو آمده جان بلبم ۸
گر سوخته مفتقرت چه عجب
از خامی مدعیان عجبم ۹
وزن:
مفعول مفاعیلن فعلن
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - ای در طلبت همۀ عالم گم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - ای روی تو قبلۀ حاجاتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.