هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی به زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق حضور او در جهان و جان شاعر می‌پردازد. شاعر از آینه‌ای سخن می‌گوید که تنها زیبایی معشوق را بازتاب می‌دهد و تأکید می‌کند که تنها با نگاه معشوق می‌توان جمال او را دید. همچنین، او از تأثیرات سحرآمیز معشوق بر جهان و حتی تغییر دین افراد تحت تأثیر جمال او سخن می‌گوید. در پایان، شاعر ابراز می‌کند که بدون دیدار معشوق، جانش آرام نمی‌گیرد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی داشته باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

شماره ۷۸ - تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید

تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
ولی چون نیک دیدم خویشتن را خواست بنماید ۱

بجز آئینه رویش نه بیند روی نیکویش
که آن زیبنده صورت را جز این معنی نمی شاید ۲

کدامین دیده را یارا که بیند آن دلارا
جمال یار را دیدن به چشم یار می باید ۳

از آن زلف خم اندر خم بود کار جهان درهم
مگر مشاطۀ باد صبا زان طره بگشاید ۴

گر آن هندوی عنبر سا مسلمان را کند ترسا
عجب نبود که بر اسلامش ایمانی بیفزاید ۵

تعالی زان قد و بالا که زیر سایۀ سروش
بسی سرهای بی سامان بیاراید بیاساید ۶

نیابد آبرو روئی که بر خاک رهش نبود
ندارد سروری آن سر که بر آن در نمی ساید ۷

بیا تا جان سپارد مفتقر جانا به آسانی
که بی دیدار جانان جان من بر لب نمی آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷ - سینۀ تنگم مجال آه ندارد
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.