هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میپردازد. او با وجود آگاهی از بیوفایی دنیا، نمیتواند دل از معشوق بکند و وفاداری خود را حفظ میکند. شاعر از ناله و اشک به عنوان تنها پناهگاه خود یاد میکند و از روزگار تاریک و زندگی بیسامان شکایت دارد. در عین حال، او به فقر و قناعت خود افتخار میکند و تمایلی به ثروت و قدرت پادشاهان ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و مفاهیم فلسفی درباره زندگی و قناعت است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۸ - بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
کافرم چارۀ دل را گر از این در نکنم ۱
رسم خوبان جهان گرچه وفاداری نیست
بی وفائی ز تو البته که باور نکنم ۲
ناله، دانم ندهد سود و به جائی نرسد
من که جز ناله ندارم چکنم گر نکنم ۳
سیل اشک من سودا زده بنیاد کن است
لیک با شعلۀ دل دامن خود تر نکنم ۴
روزگاریست چنان تیره تر از شب که دگر
بیم یک روزی از این روز سیه تر نکنم ۵
زندگانی که بسر رفته به بی سامانی
نه عجب گر پس از این فکر تن و سر نکنم ۶
دل که آئینۀ صافیست چه خوش باشد اگر
به غم و غصۀ بیهوده مکدّر نکنم ۷
دولت طبع روان ملک خداداد من است
میل دارائی دارا و سکندر نکنم ۸
مفتقر خرقۀ فقر است گرامی دارش
که بدیبای ملوکانه برابر نکنم ۹
کافرم چارۀ دل را گر از این در نکنم ۱
رسم خوبان جهان گرچه وفاداری نیست
بی وفائی ز تو البته که باور نکنم ۲
ناله، دانم ندهد سود و به جائی نرسد
من که جز ناله ندارم چکنم گر نکنم ۳
سیل اشک من سودا زده بنیاد کن است
لیک با شعلۀ دل دامن خود تر نکنم ۴
روزگاریست چنان تیره تر از شب که دگر
بیم یک روزی از این روز سیه تر نکنم ۵
زندگانی که بسر رفته به بی سامانی
نه عجب گر پس از این فکر تن و سر نکنم ۶
دل که آئینۀ صافیست چه خوش باشد اگر
به غم و غصۀ بیهوده مکدّر نکنم ۷
دولت طبع روان ملک خداداد من است
میل دارائی دارا و سکندر نکنم ۸
مفتقر خرقۀ فقر است گرامی دارش
که بدیبای ملوکانه برابر نکنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - ز اقلیم حقیقت تا طبیعت رخت بر بستم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.