هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از مخاطب میخواهد تا از تعلقات دنیوی و کثرتگرایی دوری کند، به وحدانیت خداوند روی آورد، تکبر را کنار بگذارد و با صداقت و صفا زندگی کند. شاعر تأکید میکند که انسان باید از نفس اماره فاصله بگیرد، فروتنی پیشه کند و به دنبال حقیقت باشد. در پایان، از خداوند میخواهد تا به دردهای عاشقان رسیدگی کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۰۹ - لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
وز برای کلک وحدت لایق و آماده کن ۱
باد نخوت کن بدر از سر، بنه بر پای خم
روی صدق و ساغری را از صفا پر باده کن ۲
سر بلندی همچو آتش داد بنیادت بباد
همو خاک افتادگی با مردم افتاده کن ۳
طوطی نفس تو با زاغ طبیعت همنفس
همتی کن خویشتنر از این قفس آزاده کن ۴
طالب دیدار را چشمی دگر باید بکار
کشف این معنی طلب از طور و عمران زاده کن ۵
حالیا چون دست کوتاهست از آن زلف دراز
برگ عیشی ساز و فکر باده ای و ساده کن ۶
مفتقر فریادها دارد ز بیداد زمان
چاره ای ای دادگر در کار این دلداده کن ۷
وز برای کلک وحدت لایق و آماده کن ۱
باد نخوت کن بدر از سر، بنه بر پای خم
روی صدق و ساغری را از صفا پر باده کن ۲
سر بلندی همچو آتش داد بنیادت بباد
همو خاک افتادگی با مردم افتاده کن ۳
طوطی نفس تو با زاغ طبیعت همنفس
همتی کن خویشتنر از این قفس آزاده کن ۴
طالب دیدار را چشمی دگر باید بکار
کشف این معنی طلب از طور و عمران زاده کن ۵
حالیا چون دست کوتاهست از آن زلف دراز
برگ عیشی ساز و فکر باده ای و ساده کن ۶
مفتقر فریادها دارد ز بیداد زمان
چاره ای ای دادگر در کار این دلداده کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.