هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت سفر درونی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که برای رسیدن به کعبه جانان (معنوی) باید از تعلقات دنیوی گذشت، در راه عشق پا نهاد و از خودگذشتگی کرد. همچنین، اشاره می‌کند که تنها با ترک خودخواهی و وهم‌های ذهنی می‌توان به روشنایی عقل و حقیقت دست یافت.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی و تجربه‌ی زندگی برای فهم بهتر متن، آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب می‌سازد. همچنین، برخی اشارات انتزاعی ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۱۳۱ - خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی

خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی
باید ز شاهراه طریقت گذر کنی ۱

گر بی رفیق پای نهی در طریق عشق
خود را یقین دچار هزاران خطر کنی ۲

هرگز بطوف کعبۀ جانان نمی رسی
تا آنکه در منای وفا ترک سر کنی ۳

گر بگذری ز ظلمت حس و خیال و وهم
چون آفتاب از افق عقل سر کنی ۴

وندر فضای عشق اگر بال و پر زنی
از آشیان قدس توان سر بدر کنی ۵

آن دم ترا ز سرّ حقیقت خبر کنند
کز بی خودی ز خود نتوانی خبر کنی ۶

ناموس حق به بانگ انا الحق مده بباد
تا جلوه از حقیقت خود خوبتر کنی ۷

گر بنگری بطلعت لیلی چنانکه هست
مجنونم ار ز شوق تو شب را سحر کنی ۸

کلک زبان بریده ندانم چه می کند
خوبست مفتقر که سخن مختصر کنی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.