هوش مصنوعی: این متن عرفانی درباره عشق الهی و فداکاری در راه آن است. شاعر بیان می‌کند که برای رسیدن به حقیقت و معرفت، باید از تعلقات دنیوی گذشت و خود را فدای معشوق حقیقی کرد. متن بر مفاهیمی مانند ایثار، شهود عرفانی، دوری از دنیاپرستی و رسیدن به کمال معنوی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری فاخر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۰ - رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی

رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی
که گوهر تا خزف از کف نیندازی نیندوزی ۱

شهود شاهد هستی نمی شاید ز هر پستی
که شمع جمع را تا قد نیفرازی نیفروزی ۲

اگر با شمع رخسارش بسازی همچو پروانه
بقربانی بسوزی تا نمی سازی نمی سوزی ۳

ندارد جام جم بی می نمایشهای گوناگون
نه هم بی بادۀ صافی صفائی باد نوروزی ۴

بروی و موی جانان کی توانی دیده کردن باز
تو که چشم طمع از جان نمی بندی نمی دوزی ۵

برو فرزانه از این گنبد فیروزه گون بالا
که در فرزانگی باشد هزاران فرّ و فیروزی ۶

نگیری روزه تا از آرزوهای جهان عمری
نگردد مفتقر! روزی ترا دیدار او روزی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.