خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عشق و هجران را بیان میکند. شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق مینالد و اشکهایش را به باران تشبیه میکند. او از دشمنان و مشکلات زندگی شکایت دارد، اما همچنان به عشق خود پایبند است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که تنها راه تسکین دردش، گریه و اشک است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنتر دشوار باشد.
شماره ۴۳ - درد عشقت دامن جانم گرفت
درد عشقت دامن جانم گرفت
بار دیگر غم گریبانم گرفت ۱
در هوایش بس که میگریم چو ابر
زاب چشمم خاک هجرانم گرفت ۲
دیده ام زلف پریشانی از آن
خاطر از عیش پریشانم گرفت ۳
دشمن بد کیش گر تیرم زند
ترک ترک خویش نتوانم گرفت ۴
بی رخ آن یوسف عیسی نفس
دل ز کنج بیت احزانم گرفت ۵
مشتری ماهرو قدر مرا
زان نمیداند که ارزانم گرفت ۶
جز بآب دیده ننشیند حسین
آتشی کاندر دل و جانم گرفت ۷
بار دیگر غم گریبانم گرفت ۱
در هوایش بس که میگریم چو ابر
زاب چشمم خاک هجرانم گرفت ۲
دیده ام زلف پریشانی از آن
خاطر از عیش پریشانم گرفت ۳
دشمن بد کیش گر تیرم زند
ترک ترک خویش نتوانم گرفت ۴
بی رخ آن یوسف عیسی نفس
دل ز کنج بیت احزانم گرفت ۵
مشتری ماهرو قدر مرا
زان نمیداند که ارزانم گرفت ۶
جز بآب دیده ننشیند حسین
آتشی کاندر دل و جانم گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - دوش از حضور تو دل ما خوش سرور داشت
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.