خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از رنجش و جفای معشوق (ترک) مینالد که بیگناه او را رها کرده است. او از حسادت دیگران و بدگوییهایشان میگوید که باعث دوری معشوق شده است. شاعر با وجود درد شدید، هنوز عاشق است و مرگ را به زندگی بدون معشوق ترجیح میدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، اشاره به مرگ و رنج عشق ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۴۴ - ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
بی گنه ترک من خسته درویش گرفت ۱
دلش از صحبت اصحاب که نیک اندیشید
بحکایات حسودان بداندیش گرفت ۲
من دلسوخته ترکش نکنم گر چه کنون
بی گنه ترک من آن ترک جفا کیش گرفت ۳
مرگ خود میطلبم روز و شب از حق بدعا
زانکه بی او دلم از زندگی خویش گرفت ۴
آن پریچهره ندانم چه شنیده ز حسین
که نظر از من بیچاره درویش گرفت ۵
بی گنه ترک من خسته درویش گرفت ۱
دلش از صحبت اصحاب که نیک اندیشید
بحکایات حسودان بداندیش گرفت ۲
من دلسوخته ترکش نکنم گر چه کنون
بی گنه ترک من آن ترک جفا کیش گرفت ۳
مرگ خود میطلبم روز و شب از حق بدعا
زانکه بی او دلم از زندگی خویش گرفت ۴
آن پریچهره ندانم چه شنیده ز حسین
که نظر از من بیچاره درویش گرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - درد عشقت دامن جانم گرفت
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.