هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق (دوست) است که تمام وجودش را فرا گرفته و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست. او حتی خود را در معشوق فانی میداند و دشمنی دیگران را در برابر این عشق بیاهمیت میشمرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷ - اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست
اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست
دلم قرار نگیرد در او مگر با دوست ۱
مرا نه ملک جهان باید و نه باغ جنان
که نیست از دو جهانم مراد الا دوست ۲
چنان به جان من آمیخت دوست از سر لطف
که نیست فرق ز جان عزیز من تا دوست ۳
بدان مقام رسید اتحاد من با او
که باز می نشناسم که این منم یا دوست ۴
ز دوست دیده ی بینا بجوی تا بینی
که هست در همه کائنات پیدا دوست ۵
چه باک اگر همه عالم شوند دشمن ما
چو هست آن شه خوبان عهد با ما دوست ۶
میان ما و تو جز صلح نیست ای زاهد
تو را نعیم ریاض بهشت و ما را دوست ۷
حسین اگر همه خویشان شوند بیگانه
به جان دوست که ما را بس است تنها دوست ۸
دلم قرار نگیرد در او مگر با دوست ۱
مرا نه ملک جهان باید و نه باغ جنان
که نیست از دو جهانم مراد الا دوست ۲
چنان به جان من آمیخت دوست از سر لطف
که نیست فرق ز جان عزیز من تا دوست ۳
بدان مقام رسید اتحاد من با او
که باز می نشناسم که این منم یا دوست ۴
ز دوست دیده ی بینا بجوی تا بینی
که هست در همه کائنات پیدا دوست ۵
چه باک اگر همه عالم شوند دشمن ما
چو هست آن شه خوبان عهد با ما دوست ۶
میان ما و تو جز صلح نیست ای زاهد
تو را نعیم ریاض بهشت و ما را دوست ۷
حسین اگر همه خویشان شوند بیگانه
به جان دوست که ما را بس است تنها دوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - دوست از حال دل آشفتگان آگاه نیست
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - ای راحت جان از نفس روح فزایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.