هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و شوق عاشق به معشوق است. شاعر از عشق و وفاداری خود میگوید و از جفاهای معشوق شکایت میکند، اما در عین حال، عشق و ارادت خود را حفظ میکند. او از معشوق طلب درمان میکند و خود را ساختهی درد و بلای او میداند. در پایان، شاعر به زیبایی گفتار معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۵۸ - ای راحت جان از نفس روح فزایت
ای راحت جان از نفس روح فزایت
دارد نگه از چشم بداندیش خدایت ۱
درمان طلبان از تو دوا جسته ولیکن
من سوخته دل ساخته با درد و بلایت ۲
چون هست وفا شیوه ی عشاق بلاکش
جانا چه کنم گر نکشم بار جفایت ۳
هر کس طلبیده ز تو کامی و مرادی
کام دل سودا زده ی ماست رضایت ۴
هر لحظه تو یار دگری گر چه گزیدی
ما هیچ کسی را نگزیدیم به جایت ۵
سر در قدمت باختمی وقت قدومت
گر زانکه سری داشتمی لایق پایت ۶
گفتار حسین ای صنم شوخ خوش آید
از پسته ی شکر شکن نغمه سرایت ۷
دارد نگه از چشم بداندیش خدایت ۱
درمان طلبان از تو دوا جسته ولیکن
من سوخته دل ساخته با درد و بلایت ۲
چون هست وفا شیوه ی عشاق بلاکش
جانا چه کنم گر نکشم بار جفایت ۳
هر کس طلبیده ز تو کامی و مرادی
کام دل سودا زده ی ماست رضایت ۴
هر لحظه تو یار دگری گر چه گزیدی
ما هیچ کسی را نگزیدیم به جایت ۵
سر در قدمت باختمی وقت قدومت
گر زانکه سری داشتمی لایق پایت ۶
گفتار حسین ای صنم شوخ خوش آید
از پسته ی شکر شکن نغمه سرایت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - کدام دل که گرفتار و مبتلای تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.