این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او از دردها و رنجهای عشق مینالد و در عین حال، عشق را به عنوان یک نیروی حیاتبخش و زندهکننده توصیف میکند. شاعر به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق آن بر عاشق اشاره میکند و در نهایت، عشق را به عنوان یک بلای ناگهانی و جذاب توصیف میکند که عاشق را به سوی خود میکشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'کشته را جان میدهد' و 'خونریز' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۶۸ - جان فدای آنکه ما را بی مهابا میکشد
کشته را جان میدهد پنهان و پیدا میکشد ۱
تیر دلدوز خدنگ غمزه خونریز خود
سوی دیگر میکشد آنشوخ و ما را میکشد ۲
آن قد و بالا بلای جان عاشق شد بلی
چون بلای ناگهان آید ز بالا میکشد ۳
تا بود فردا میان گشتگان عشق دوست
عاشق آن نازنین خود را بعمدا میکشد ۴
کشتنش آب حیات عاشقان آمد از آن
زنده میگردم من آشفته دل تا میکشد ۵
دیگران را گر تقاضا میکند میر اجل
عاشق بیچاره خود را بی تقاضا میکشد ۶
گر بقصد کشتن آید دوست منعش کم کنید
تا حسین خسته را بکشد که زیبا میکشد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.