هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و ناکامی در عشق مینالد. او از معشوقی میگوید که با وجود وعدههایش، به درد دلش رسیدگی نکرد و در نهایت او را رها کرد. شاعر از بیوفایی معشوق و بیتوجهی او به احساساتش شکایت دارد و خود را در برابر شاه ملک حسن و جمال، گدایی بیچاره میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۹۲ - دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد
دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد
آن شوخ بین که بر من مسکین چه ها نکرد ۱
زان نور چشم، چشم وفا داشتم دریغ
کز عین مردمی نظری سوی ما نکرد ۲
گفتم هزار حاجت جانم روا کند
ناگه روانه گشت و یکی را دوا نکرد ۳
خون دل شکسته ی من بی بهانه ریخت
واندیشه نیز از دیت خون بها نکرد ۴
اینم ز هجر صعب تر آمد که آن صنم
وقت رحیل یاد من مبتلا نکرد ۵
او شاه ملک حسن و جمالست و من گدا
از شه غریب نیست که یاد گدا نکرد ۶
مهر و وفا مجوی حسین از مهی که او
با هیچ کس چو عمر گرامی وفا نکرد ۷
آن شوخ بین که بر من مسکین چه ها نکرد ۱
زان نور چشم، چشم وفا داشتم دریغ
کز عین مردمی نظری سوی ما نکرد ۲
گفتم هزار حاجت جانم روا کند
ناگه روانه گشت و یکی را دوا نکرد ۳
خون دل شکسته ی من بی بهانه ریخت
واندیشه نیز از دیت خون بها نکرد ۴
اینم ز هجر صعب تر آمد که آن صنم
وقت رحیل یاد من مبتلا نکرد ۵
او شاه ملک حسن و جمالست و من گدا
از شه غریب نیست که یاد گدا نکرد ۶
مهر و وفا مجوی حسین از مهی که او
با هیچ کس چو عمر گرامی وفا نکرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - دردا که دوست هیچ رعایت نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - نظر کنید که آن شهسوار می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.