هوش مصنوعی: این متن شعری است که از خواب غفلت و بی‌توجهی به گذر عمر هشدار می‌دهد و مخاطب را به بیداری و تلاش برای رسیدن به حقیقت و معنویت دعوت می‌کند. شاعر با اشاره به مفاهیم عرفانی مانند سفر به کعبه و عرفات، بر اهمیت مسیر معنوی و فداکاری در راه حق تأکید دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۰۹ - امیر قافله کوس رحیل زد ای یار

امیر قافله کوس رحیل زد ای یار
چرا ز خواب بطالت نمیشوی بیدار ۱

میان بادیه تو خفته ای و از هر سو
برای غارت عمر تو قاصدان در کار ۲

دلا نگر که رفیقان همنفس رفتند
تو منقطع ز رفیقان بوادی خونخوار ۳

بشوق بند ز میقات صدق احرامی
که تا شوی همه عمره ز خویش برخوردار ۴

وقوف در عرفات شریف عرفان کن
طواف کعبه حق از سر صفا بگذار ۵

اگر بصدر حرم ره نمیتوانی برد
نمای سعی که اندر حریم یابی یار ۶

چرا نمیکنی ای دوست جان خود قربان
چو دست داد ترا عید اکبر از دیدار ۷

بگوی ترک سر و پای از طریق مکش
گرت کشند بزاری و گر کشند بدار ۸

حسین چون سفر راه کعبه در پیش است
بهیچ یار مده خاطر و بهیچ دیار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - دلا بنال که یاران نازنین رفتند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - زهی بوعده وصل تو جان ما مسرور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.