هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از شور و عشق و حسرت سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق و دوری از او می‌نالد، اما با وجود این دوری، یادگاری از او را در دل نگه می‌دارد. او از آتش عشق در دل و تأثیر زیبایی‌های معشوق بر زندگی خود می‌گوید. همچنین، شاعر از مهربانی و وفاداری معشوق یاد می‌کند و درد دوری را با تصاویر زیبایی مانند گل و خار بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۲۷ - شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش

شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش
آشفته ساخت کارم زلفین بی قرارش ۱

ما را ز عشق رویش آن آتشی ست در دل
کآفاق را به یک دم سوزد یکی شرارش ۲

از یار اگر چه دوریم شادیم از آنکه باری
بر سینه داغ حسرت داریم یادگارش ۳

از روی اهل همت بالله که شرم دارم
هنگام وصل جانان گر جان کنم نثارش ۴

با من چگونه ورزد یاری و مهربانی
یاری که نیست هرگز در ملک حسن یارش ۵

آن سرو لاله عارض از دیده رفت و دارم
چون لاله داغ بر دل دور از گل عذارش ۶

من دسته گل خود دادم ز دست لیکن
در پای جان من ماند آسیب زخم خارش ۷

گلزار کامرانی بی گل چو نیست خرم
جان را چه حاصل ای دل از باغ نوبهارش ۸

چشم حسین دارد شکل خیال قدش
جوئی ست پر ز آب و سرویست در کنارش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - دوست در خانه و ما را خبری نیست دریغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.