خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از فراق و دوری معشوق شکایت میکند و با بیان احساسات عمیق خود، آرزوی وصال و دیدار دوباره را دارد. او زیبایی و بینظیری معشوق را ستایش میکند و از ناامیدی و درد فراق مینالد. در پایان، برای معشوق آرزوی سلامتی و جاودانگی میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۵ - ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
بیا و تشنه دلان را بده زلال وصال ۱
ز من بریدی و رفتی ولیک پیوسته
خیال روی تو میگرددم بگرد خیال ۲
اگر نه از سر کوی تو میکند گذری
چرا حیات دهد مرده را نسیم شمال ۳
فنای خویش همی خواهم از خدا که مرا
ز عمر باقی خود هست بی رخ تو خلال ۴
ز بار غم الف قدم ار چو دال شود
گر از تو روی به پیچم بود ز عین ضلال ۵
چگونه شیفته ماه عارضت نشوم
که نیست در همه عالم ترا نظیر و مثال ۶
من از تو چشم مودت نمی توانم داشت
که هست از تو امید وفا خیال محال ۷
مباد ماه عذار ترا خسوف و محاق
مباد مهر جمال ترا کسوف و زوال ۸
در آرزوی وصالت حسین دلخسته
ز مویه گشت چو موی و ز ناله گشت چو نال ۹
بیا و تشنه دلان را بده زلال وصال ۱
ز من بریدی و رفتی ولیک پیوسته
خیال روی تو میگرددم بگرد خیال ۲
اگر نه از سر کوی تو میکند گذری
چرا حیات دهد مرده را نسیم شمال ۳
فنای خویش همی خواهم از خدا که مرا
ز عمر باقی خود هست بی رخ تو خلال ۴
ز بار غم الف قدم ار چو دال شود
گر از تو روی به پیچم بود ز عین ضلال ۵
چگونه شیفته ماه عارضت نشوم
که نیست در همه عالم ترا نظیر و مثال ۶
من از تو چشم مودت نمی توانم داشت
که هست از تو امید وفا خیال محال ۷
مباد ماه عذار ترا خسوف و محاق
مباد مهر جمال ترا کسوف و زوال ۸
در آرزوی وصالت حسین دلخسته
ز مویه گشت چو موی و ز ناله گشت چو نال ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - ای غمزه ات کشیده خدنگی بکین دل
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - ای که با سوز غم عشق تو می سازد دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.