هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از سوزش دل در عشق و وابستگی به معشوق میگوید و بیان میکند که دلش تنها به عشق معشوق میتپد و هیچ چیز دیگری را نمیپذیرد. شاعر همچنین اشاره میکند که حتی در صورت داشتن امکانات دنیوی، باز هم دلش به بندگی معشوق مینازد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۳۶ - ای که با سوز غم عشق تو می سازد دل
ای که با سوز غم عشق تو می سازد دل
تا بکی ز آتش سردای تو بگذارد دل ۱
گر چه عار آیدم از شاهی ملک در جهان
بغلامی تو امروز همی نازد دل ۲
روح قدسی بجنیبت کشی من آید
علم عشق تو روزیکه برافرازد دل ۳
شهسوارا پی درمان دلم رنجه مشو
که دو اسبه ز پی درد تو می تازد دل ۴
آنچنان در غم عشق تو شدم مستغرق
که بشادی نتواند که بپردازد دل ۵
گر چه در چنگ غمت عود صفت میسوزم
هیچ نقشی بجز از درد تو ننوازد دل ۶
زان سبب نام دل خود بزبان میآرم
که تو میسوزی و با سوز تو میسازد دل ۷
گر نه امید لقای تو بود روز جزا
حاشا لله که بجنت نظر اندازد دل ۸
آشکارا نظر از خلق جهان دوخت حسین
که نهانی نظری با تو همی بازد دل ۹
تا بکی ز آتش سردای تو بگذارد دل ۱
گر چه عار آیدم از شاهی ملک در جهان
بغلامی تو امروز همی نازد دل ۲
روح قدسی بجنیبت کشی من آید
علم عشق تو روزیکه برافرازد دل ۳
شهسوارا پی درمان دلم رنجه مشو
که دو اسبه ز پی درد تو می تازد دل ۴
آنچنان در غم عشق تو شدم مستغرق
که بشادی نتواند که بپردازد دل ۵
گر چه در چنگ غمت عود صفت میسوزم
هیچ نقشی بجز از درد تو ننوازد دل ۶
زان سبب نام دل خود بزبان میآرم
که تو میسوزی و با سوز تو میسازد دل ۷
گر نه امید لقای تو بود روز جزا
حاشا لله که بجنت نظر اندازد دل ۸
آشکارا نظر از خلق جهان دوخت حسین
که نهانی نظری با تو همی بازد دل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - چون تیره گشت روزم بی آن چراغ محفل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.