خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دل‌باختگی خود سخن می‌گوید. او دل گم‌شده‌اش را در کوی یار جست‌وجو می‌کند و از سوز عشق و فراق می‌نالد. اشتیاق به دیدار معشوق و توصیف حالات عاشقانه از مضامین اصلی این شعر است.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۴۲ - دل بیچاره ام گم شد به کوی یار می جویم

دل بیچاره ام گم شد به کوی یار می جویم
دل گم گشته خود را از آن دلدار می جویم ۱

ز گلشن های روحانی چنین بلبل که من دارم
قفس چون بشکند او را در آن گلزار می جویم ۲

چو چشم او به عیاری روان و قلب می دزدد
من بیدل متاع خود از آن عیار می جویم ۳

چو دانستم که آن عیسی پی تیمار می آید
دل آشفته ی خود را کنون بیمار می جویم ۴

چنان با سوز عشق او خوشستم دل که در محشر
به جای شربت کوثر حریق نار می جویم ۵

اگر گه گه ز بی خویشی نظر در عالم اندازم
از او آیینه می سازم در او دیدار می جویم ۶

چنان بختی که در خوابش شهنشاهان همی یابند
چو رهبر بخت بیدارش من بیدار می جویم ۷

حسین این تاج داری ها مرا کی در نظر آید
سر سودائی خود را به زیر دار می جویم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - من آن آشفته ی مستم که آن ساعت که برخیزم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - منم که با تو زمانی وصال می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.