خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی بیانگر رهایی از تعلقات دنیوی و وابستگیهای نفسانی در راه عشق الهی است. شاعر اشاره میکند که با افروختن آتش عشق، از بندهای مادی رها شده و در این مسیر، حتی از خرقه ناموس (قوانین و عرف اجتماعی) نیز گذشته است. او تأکید میکند که در این راه، کلید رستگاری در گرو بریدن از خود و پیوستن به معشوق حقیقی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، اشاره به «دریدن خرقه ناموس» ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون راهنمایی مناسب، قابل هضم نباشد.
شماره ۱۴۵ - قفل در ما بستی و پندار تو دیدیم
قفل در ما بستی و پندار تو دیدیم
با خویش مشو بسته که ما جمله کلیدیم ۱
مفتاح تو را نیست در این باب فتوحی
کشاف تو را لایق این کشف ندیدیم ۲
در هستی ما آتش عشقش چو درافتاد
از بستگی بند به یک بار رهیدیم ۳
تا وصله اقبال بدوزیم ز وصلش
در عشق بسی خرقه ی ناموس دریدیم ۴
حاصل همه این است که ای یار در این راه
پیوسته بیاریم چو از خویش بریدیم ۵
با خویش مشو بسته که ما جمله کلیدیم ۱
مفتاح تو را نیست در این باب فتوحی
کشاف تو را لایق این کشف ندیدیم ۲
در هستی ما آتش عشقش چو درافتاد
از بستگی بند به یک بار رهیدیم ۳
تا وصله اقبال بدوزیم ز وصلش
در عشق بسی خرقه ی ناموس دریدیم ۴
حاصل همه این است که ای یار در این راه
پیوسته بیاریم چو از خویش بریدیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - ای گشته مست عشقت روز الست جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.