هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی‌مسلک است که به موضوع عشق الهی و مستی معنوی می‌پردازد. شاعر از ترک دنیای مادی، پیوستن به میخانه عشق، و فنا شدن در ذات الهی سخن می‌گوید. مضامینی مانند بی‌خودی، مستی عرفانی، وحدت وجود، و پیروی از عشق حقیقی در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌هایی مانند می‌و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات صوفیانه دارد.

شماره ۱۴۸ - وقت آنست که ما جانب میخانه شویم

وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
چون پری ساقی ما شد همه دیوانه شویم ۱

جرعه ای چون بچشیدیم ز میخانه ی عشق
عهد و پیمان شکنیم از پی پیمانه شویم ۲

آشنای حرم عشق چو گشتیم کنون
خویش را ترک کنیم از همه بیگانه شویم ۳

مجلس ما چو ز شمع رخ او روشن شد
بال و پر سوخته از عشق چو پروانه شویم ۴

ما که از جام تجلی جمالش مستیم
حاش لله که دگر عاقل و فرزانه شویم ۵

کنج ویران چو بود مخزن گنج شاهی
از پی گنج حقایق همه ویرانه شویم ۶

قطره هاییم جدا گشته ز بحر احدی
غوطه در بحر خوریم و همه دردانه شویم ۷

همچو آیینه ی صافی همه یک رو باشیم
چند دو روی و دو سر همچو سر شانه شویم ۸

حبذا شادی و آن حال که ما همچو حسین
بیخود و مست از آن غمزه ی مستانه شویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - رضا دادم به عشق او اگر غارت کند جانم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.