خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و درد فراق معشوق میگوید و از زیباییهای او یاد میکند. او با وجود رقیبان و مشکلات، عشق خود را حفظ میکند و به معشوق وفادار است. شعر با اشاره به امام حسین (ع) و عشق عمیق شاعر به معشوق پایان مییابد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، اشاره به امام حسین (ع) ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۱۶۸ - من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
با سر کوی تو از روضه فراغی دارم ۱
از خیال قد چون سرو و رخ گل رنگت
راستی در نظر آراسته باغی دارم ۲
چون تو در انجمن آئی مه تابان چکنم
پیش خورشید چه پروای چراغی دارم ۳
حال دل بی تو خرابست تو دانی ز دلم
من رسولم بخدا رسم بلاغی دارم ۴
من بفریاد رقیب از سر کویت نروم
شاهبازم چه غم از بانگ کلاغی دارم ۵
من که بر روی تو از طره ات آشفته ترم
نیست عیبی اگر آشفته دماغی دارم ۶
یادگارم ز تو این است که من همچو حسین
بر دل از آتش سودای تو داغی دارم ۷
با سر کوی تو از روضه فراغی دارم ۱
از خیال قد چون سرو و رخ گل رنگت
راستی در نظر آراسته باغی دارم ۲
چون تو در انجمن آئی مه تابان چکنم
پیش خورشید چه پروای چراغی دارم ۳
حال دل بی تو خرابست تو دانی ز دلم
من رسولم بخدا رسم بلاغی دارم ۴
من بفریاد رقیب از سر کویت نروم
شاهبازم چه غم از بانگ کلاغی دارم ۵
من که بر روی تو از طره ات آشفته ترم
نیست عیبی اگر آشفته دماغی دارم ۶
یادگارم ز تو این است که من همچو حسین
بر دل از آتش سودای تو داغی دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - ما ای صنم هوای تو از سر گرفته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.