هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دوست خود گلایه میکند که چرا او را نادیده گرفته و با حسودان همراه شده است. او از تغییر رفتار دوست و جفاهایش مینالد و وفاداری را یادآور میشود. شاعر احساس میکند که دوستش وفا را فراموش کرده و او را تنها گذاشته است.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، گلایههای عاشقانه و تحلیل روابط انسانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و تجربههای زندگی دارد.
شماره ۲۲۲ - بازم ای دوست چرا از نظر انداخته ای
بازم ای دوست چرا از نظر انداخته ای
با حسودان من دلشده پرداخته ای ۱
چه شد آن ترک جفاکیش کمان ابرو باز
که دلم را سپر تیر بلا ساخته ۲
با حسودان بداندیش چه ورزی یاری
قدر یاران نکوکیش چه نشناخته ای ۳
شرط یاری و وفاداریت این بود مگر
که بقصد دل من تیغ جفا آخته ای ۴
پرده در باز غم عشق ز من قلب روان
لیکن ای دوست چه حاصل که وفا باخته ای ۵
من نگویم که گرفتار کمند تو کم اند
لیک مثل چو من خسته کم انداخته ای ۶
با حسودان من دلشده پرداخته ای ۱
چه شد آن ترک جفاکیش کمان ابرو باز
که دلم را سپر تیر بلا ساخته ۲
با حسودان بداندیش چه ورزی یاری
قدر یاران نکوکیش چه نشناخته ای ۳
شرط یاری و وفاداریت این بود مگر
که بقصد دل من تیغ جفا آخته ای ۴
پرده در باز غم عشق ز من قلب روان
لیکن ای دوست چه حاصل که وفا باخته ای ۵
من نگویم که گرفتار کمند تو کم اند
لیک مثل چو من خسته کم انداخته ای ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۶
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - ما را چو عهد خویش فراموش کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.