هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات یک عاشق فروتن در برابر معشوقی با جاه و جلال است. شاعر با زبانی پر از ایما و اشاره، از نگاه معشوق، امید به رحمت، و مقایسه‌های زیبا مانند یوسف و پیر کنعان استفاده می‌کند. در نهایت، شعر به عرفان و رندی نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک ادبی و بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک است.

شماره ۲۴۷ - تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری

تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری
دل همچو من گدائی عجب ار نگاه داری ۱

ز توام امید رحمت بکدام روی باشد
که نه غم از آب دیده نه خبر ز آه داری ۲

ز میان ماهرویان رسدت بحسن دعوی
که چو آفتاب روشن ز دو رخ گواه داری ۳

مپسند در دل من همه خار حسرت ایگل
تو مرا بهل در آنجا که نه جایگاه داری ۴

در خلوت درون را چو بروی غیر بستم
پس از آن چنانکه خواهی تو بیا که راه داری ۵

خبری ز پیر کنعان چه شود اگر بپرسی
که تو یوسف زمانی کمر و کلاه داری ۶

بحدیث سر رندی حسین رو مگردان
بکمال آشنائی که بسر شاه داری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - اگر شبی ز جمالت نقاب بگشائی
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.