هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که معشوق خود را مانند خورشید توصیف میکند و از دیدار او به وجد میآید. شاعر از پنهان بودن معشوق در پرده و تأثیر عشق او بر جهان سخن میگوید. او از ناتوانی در صبر و تحمل دوری معشوق مینالد و آرزو میکند که معشوق با ظهور خود، جهانیان را بهشتآسا کند. شعر همچنین به رابطه عرفانی و شناخت عارفانه از معشوق اشاره دارد و در پایان، شاعر خود را ذرهای در برابر خورشید و قطرهای در برابر دریای معشوق میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۴۸ - شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمائی
شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمائی
چو خورشید جهان آرا همه عالم بیارائی ۱
تو اندر پرده پنهان و جهان پر شورش از عشقت
قیامت باشد آنساعت که از پرده برون آئی ۲
نه صبر از تو بود ممکن اگر پنهان شوی یکدم
نه طاقت میکند یاری اگر دیدار بنمائی ۳
گر از روی رضا یکدم نظر بر عالم اندازی
دری از روضه رضوان بروی خلق بگشائی ۴
تو با چندین نشانیها ز چشم خلق پنهانی
ولی در عین پنهانی بر عارف هویدائی ۵
مشو غایب ز من یکدم که آرام دل و جانی
مرو از چشم من بیرون که نور چشم بینائی ۶
جهان آیینه ای آمد صفا و روشنیش از تو
همه عالم سراسر تن تو تنها جان تنهائی ۷
بلطفم سوی خود میکش که من ذره تو خورشیدی
بخویشم آشنائی ده که من قطره تو دریائی ۸
حسین اشعار شیرینت چنان بگرفت عالم را
که طوطی را نمیتابد بعهد تو شکرخائی ۹
چو خورشید جهان آرا همه عالم بیارائی ۱
تو اندر پرده پنهان و جهان پر شورش از عشقت
قیامت باشد آنساعت که از پرده برون آئی ۲
نه صبر از تو بود ممکن اگر پنهان شوی یکدم
نه طاقت میکند یاری اگر دیدار بنمائی ۳
گر از روی رضا یکدم نظر بر عالم اندازی
دری از روضه رضوان بروی خلق بگشائی ۴
تو با چندین نشانیها ز چشم خلق پنهانی
ولی در عین پنهانی بر عارف هویدائی ۵
مشو غایب ز من یکدم که آرام دل و جانی
مرو از چشم من بیرون که نور چشم بینائی ۶
جهان آیینه ای آمد صفا و روشنیش از تو
همه عالم سراسر تن تو تنها جان تنهائی ۷
بلطفم سوی خود میکش که من ذره تو خورشیدی
بخویشم آشنائی ده که من قطره تو دریائی ۸
حسین اشعار شیرینت چنان بگرفت عالم را
که طوطی را نمیتابد بعهد تو شکرخائی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داری
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.