خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد دل و رنج عشق نافرجام می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و با وجود وفاداری خود، شاهد شکستن دلش توسط معشوق است. با این حال، هنوز به عشق و وفاداری ادامه می‌دهد و امیدوار است که معشوق روی لطف به او نشان دهد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۹ - نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی

نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی
اگر چه روز و شب ای دوست در درون منی ۱

صبا ز چین سر زلفت ار برد بوئی
بسی شکست که آرد بنافه ختنی ۲

منم که عهد تو ای دوست نشکنم هرگز
توئی که خاطر من لحظه لحظه می شکنی ۳

ز روی لطف تو شعر مرا پسندیدی
سزد که نام برآرم کنون بخوش سخنی ۴

منم که جان بوفاداری تو خواهم داد
تو گر وفا کنی ای نازنین وگر نکنی ۵

حسین بی رخ تو میل انجمن نکند
که نور دیده عشاق و شمع انجمنی ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمائی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - من آنکسم که ندارم بجز گنه کاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.