هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گناهکاری و ناتوانی خود در برابر هوای نفس سخن میگوید. او از عمر تلف شده در آرزوی وصال معشوقی ستمگر و بیوفا شکایت دارد و تأکید میکند که در جهان کسی را مانند خود، گرفتار هوس و گناه ندیده است. همچنین، او دیگران را از دلبستن به یاران ناسازگار برحذر میدارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه پیچیده، ناامیدی و نقد درونی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند گناهکاری و هوای نفس نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۰ - من آنکسم که ندارم بجز گنه کاری
من آنکسم که ندارم بجز گنه کاری
کجاست خود چو من اندر جهان گنهکاری ۱
بهر که مینگرم تخم خیر میکارد
چو من ندیده کسی در جهان تبه کاری ۲
منم که در همه عالم ندیده است کسی
چو من بدست هوا و هوس گرفتاری ۳
خراب گشته مهر جمال مهروئی
ز پا فتاده ز دست هوای دلداری ۴
دریغ عمر عزیزم که میشود ضایع
در آرزوی وصال بت جگر خواری ۵
ستمگری صنمی شوخ دیده ای کاو را
بجز جفا و ستم نیست روز و شب کاری ۶
بهیچ یار مده دل حسین و رنج مکش
که نیست در همه عالم بکام دل یاری ۷
کجاست خود چو من اندر جهان گنهکاری ۱
بهر که مینگرم تخم خیر میکارد
چو من ندیده کسی در جهان تبه کاری ۲
منم که در همه عالم ندیده است کسی
چو من بدست هوا و هوس گرفتاری ۳
خراب گشته مهر جمال مهروئی
ز پا فتاده ز دست هوای دلداری ۴
دریغ عمر عزیزم که میشود ضایع
در آرزوی وصال بت جگر خواری ۵
ستمگری صنمی شوخ دیده ای کاو را
بجز جفا و ستم نیست روز و شب کاری ۶
بهیچ یار مده دل حسین و رنج مکش
که نیست در همه عالم بکام دل یاری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - نظر بحال دل خسته ام نمی فکنی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - ای سروناز رونق بستان ما توئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.