ملامحمد اسماعیل، اهل قریه ارغد، سالها به تحصیل کمالات پرداخت و به صحبت بزرگان دین رسید. او از مشایخ سلسله ذهبیه کبرویه بود و در کمالات نفسانی و روحانی به مرتبهای عالی دست یافت. وی ارادت خاصی به سید عالم شاه هندی داشت و با افراد دیگری مانند سید قطبالدین نیریزی و آقا محمد هاشم نیز ارتباط داشت. او در شعر تخلص میکرد و مثنویهای کوتاهی سرود. نمونههایی از اشعار عرفانی و اخلاقی او در متن آمده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و ادبی است که برای درک عمیقتر به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشعار ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۴۵ - کامل خراسانی
منتخب مثنوی اوست ۲
آتش عشق از درون شد شعلهور
پرتوش اندیشهها بر گِردِ سر ۳
هر نفس از پردهٔ ساز دگر
گونه گونه آرد آوازِدگر ۴
میدهد آواز یعنی که منم
که نهان گردیده در نای تنم ۵
پردهٔ نی چون که دورافکن شود
جمله عالم پر زما و من شود ۶
ای عجب لطفش به آید یا که قهر
شهد او فایقتر آید یا که زهر ۷
مهر و کین در دیدهٔ بیگانه است
آشنا را چشم بر جانانه است ۸
ای شکست تو مرا آرام و کام
وی درستیها شکستت را غلام ۹
گر کنی ابرو ترش با من به کین
غوطه ور گردم به بحر انگبین ۱۰
عشق آمد بر وجودم چیر شد
دست از کار و دل از جان سیر شد ۱۱
جملهٔ عالم نمودار حقند
آینه صافی و دیدار حقند ۱۲
چشم بگشا تا ببینی آشکار
جلوه گردر پردهٔ اغیار یار ۱۳
آنچه را گویند نامش کیمیا
نیست الا صحبت مرد خدا ۱۴
مهر ایشان جنت و انوار دان
قهر ایشان را جحیم و نار دان ۱۵
ای تو غره گشته اندر نیستی
هیچ بندیشی که آخر کیستی ۱۶
کارساز ما به فکر کار ما
فکر ما و کار ما آزار ما ۱۷
رنگ کان از رنگ باشد در جهان
دل منه بر وی که میگردد جهان ۱۸
صبغة اللّه رنگ بی رنگی بود
شو به رنگ او که مانی تا ابد ۱۹
رنگ کو ار حق نشانت میدهد
رنگ بی رنگست جانت میدهد ۲۰
بندهٔ حق شو که آزادی کنی
با غمش درساز تا شادی کنی ۲۱
رباعیّات ۲۲
ای آنکه به دلبری تویی بالادست
عمری است که گشتهام به دامت پابست ۲۳
پایی به سرم نه که فتادم از پا
دستی به دلم رسان که رفتم از دست ۲۴
تا بتوانی به جان بکش بار دلی
میکوش که تا دلت شود یار دلی ۲۵
آزار دلی مکن که ناگاه کنی
کاردو جهان در سر آزار دلی ۲۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.