هوش مصنوعی:
در این متن، شیخ به پرسشهایی دربارهی پیروی از مرشد، مجاهده، و حج پاسخ میدهد. او توضیح میدهد که دانش او از خداوند است، قدرت و بزرگی او را به فضل الهی نسبت میدهد، و بیان میکند که حج واقعی، سیر و سلوک درونی است نه سفر فیزیکی.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
حکایت ۸۳ - شیخ را پرسیدند که هر پیری را پیری بوده است پیر تو که بوده است؟ و پیران خود را از مجاهده ضعیف کردهاند و گردن تو در زه پیرهن نمیگنجد و پیران حج کردها
شیخ را پرسیدند که هر پیری را پیری بوده است پیر تو که بوده است؟ و پیران خود را از مجاهده ضعیف کردهاند و گردن تو در زه پیرهن نمیگنجد و پیران حج کردهاند و توحج نکردۀ سبب چیست؟ شیخ جواب داد کی میپرسی کی هر پیر را پیری بوده است پیر تو که بوده است؟ ذلِکَ مِمَّا علَمَّنِی رَبّی و آنچ میپرسی کی پیران به مجاهده خود را نحیف کردهاند و گردن تو بدین گونه که در زه پیرهن نمیگنجد، ما را عجب از آن میآید کی گردن مادر هفت آسمان و زمین چون میگنجد بدینچه خدای ما را ارزانی فرموده است، و آنچ میگویی که پیران سفر حجاز کردهاند و تو حج نکردۀ، بس کاری نبود کی هزار فرسنگ زمین بزیر پای بازگذاری تاخانۀ زیارت کنی مرد آن مرد باشد کی اینجا نشسته بود در شبانروزی چنین خانۀ معمور زَبَرِ سر وی طواف میکند. بنگریستند هرکه حاضر بود بدید.
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۸۲ - شیخ بوسعید گفت قدس اللّه روحه العزیز کی ما را بخواب دیدند مرده و زنخ بربسته و سخن میگوییم. کسی گویدی فرا مردمان کی سخن مگویید و اگر گویید چنین گویید
گوهر بعدی:حکایت ۸۴ - روزی شیخ قدس اللّه روحه العزیز در نشابور بتعزیتی میرفت، معرفان پیش شیخ آمدند و خواستند کی شیخ را تعریفی کنند چنانک رسم ایشان بود. چون شیخ را بدیدند ف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.