هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تجربیات زندگی و عبرتهای آن سخن میگوید. شاعر از روزهای جوانی که مانند گل به باد رفته است، یاد میکند و از تغییرات زندگی و از دست دادن عزیزانش ابراز تأسف میکند. او همچنین از شرایط سخت زندگی و از دست دادن داراییهایش به دلیل تغییرات اجتماعی و سیاسی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه و تغییرات زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین
تو کز عبرت بدین افسانه مانی
چه پنداری مگر افسانه خوانی ۱
درین افسانه شرطست اشک راندن
گلابی تلخ بر شیرین فشاندن ۲
به حکم آنکه آن کم زندگانی
چو گل بر باد شد روز جوانی ۳
سبک رو چون بت قبچاق من بود
گمان افتاد خود کافاق من بود ۴
همایون پیکری نغز و خردمند
فرستاده به من دارای در بند ۵
پرندش درع و از درع آهنینتر
قباش از پیرهن تنگ آستینتر ۶
سران را گوش بر مالش نهاده
مرا در همسری بالش نهاده ۷
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج
به ترکی داده رختم را به تاراج ۸
اگر شد ترکم از خرگه نهانی
خدایا ترک زادم را تو دانی ۹
چه پنداری مگر افسانه خوانی ۱
درین افسانه شرطست اشک راندن
گلابی تلخ بر شیرین فشاندن ۲
به حکم آنکه آن کم زندگانی
چو گل بر باد شد روز جوانی ۳
سبک رو چون بت قبچاق من بود
گمان افتاد خود کافاق من بود ۴
همایون پیکری نغز و خردمند
فرستاده به من دارای در بند ۵
پرندش درع و از درع آهنینتر
قباش از پیرهن تنگ آستینتر ۶
سران را گوش بر مالش نهاده
مرا در همسری بالش نهاده ۷
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج
به ترکی داده رختم را به تاراج ۸
اگر شد ترکم از خرگه نهانی
خدایا ترک زادم را تو دانی ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۷۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو
گوهر بعدی:بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.