هوش مصنوعی: شاعر از طولانی شدن عمر و تنهایی خود شکایت می‌کند. او از روزها، ساعات، ماه‌ها و روزهایش خسته شده و از شغل و شرکای شغلی خود ناراضی است. همچنین از دوستان و اطرافیان خود که به او خیانت کرده‌اند، گله می‌کند. او احساس می‌کند که توسط دشمنان و حسودان محاصره شده و در نهایت تنها مانده است.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق و غمگینانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد. همچنین، انتقادهای اجتماعی و احساس تنهایی بیان شده در متن نیاز به بلوغ فکری برای درک و تحلیل دارد.

در شکایت از روزگار

سئمت من امتداد زمان عمری
و من نهی انا نی بعد امر ۱

و من یومی و من ساعات یومی
و من شهری و من ایام شهری ۲

و من شغلی و من شرکاء شغلی
و من دهری و من ابناء دهری ۳

فبادت اخوتی و بقیت فردا
و و حد انا بلا عضد و ظهر ۴

و جاورنی کلاب بنی رعاه
طغاه من ذوی ناب و ظفر ۵

اذا ما جئت بالاعجاز یوما
تعارضنی مکائدهم بسحر ۶

و ان اشرقت بالا نوار لیلا
تقا بلنی بنار ذات جمر ۷

فداخل کل قصار بقصری
ولا عب کل فخار بفخری ۸

و شب مقبلوا نعلی حتی
هووا ان یبلغوا بمقام صدری ۹

فکم من حاسد حسبی و مجدی
و کم من طالب نشبی و وفری ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:در نکوهش صدر اعظم وقت
گوهر بعدی:قطعات تازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.