هوش مصنوعی: این شعر از دردها و رنج‌های زندگی سخن می‌گوید، از ناملایمات روزگار و نادانی مردم شکایت دارد، و به عشق و دل‌باختگی نیز اشاره می‌کند. شاعر از تهیدستی، غربت، و بی‌عدالتی روزگار گله می‌کند و در عین حال به عشق و امید نیز پرداخته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همراه با بیان دردها و رنج‌های زندگی، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۱ - که خریدی ز غم گردش دوران ما را

که خریدی ز غم گردش دوران ما را
دیده گر مفت نمی داد بطوفان ما را ۱

مفلس ار جنس خود ارزان نفروشد چکند
کم بها کرد تهی دستی دوران ما را ۲

اشک این گرسنه چشمان مزه دارد هرچند
دهر بر خوان تهی ساخته مهمان ما را ۳

در چمن دیده زنظاره گل می پوشم
تا نگیرد نمک آن لب خندان ما را ۴

عمر آخر شد و انگاره آدم نشدیم
گرچه زود است قضا اینهمه سوهان ما را ۵

ناصحان گر نتوانید که آزاد کنید
بفروشید بآن زلف پریشان ما را ۶

خصمی زشت بآئینه چه نقصان دارد
چه غم ازدشمنی مردم نادان ما را ۷

چون گهر غربت ما به ز وطن خواهد بود
دربدر گو بفکن گردش دوران ما را ۸

چشم جادوی تو هر چند برد دل ز کلیم
باز دل می دهد آن عشوه پنهان ما را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰ - گل درین گلشن کجا دارد سر پروای ما
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - منم بکنج قناعت رمیده از درها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.