هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج‌های روحی، جدال با سرنوشت، و پناه بردن به جهل در برابر انقلاب زمان می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان آتشی ویرانگر یاد می‌کند و از دردهای ناشی از محرومیت و بی‌پناهی سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیمی مانند ایمان، کفر، و تسلیم در برابر تقدیر دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تسلیم در برابر سرنوشت ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۰۲ - تمام کاهش تن جمله آفت جانست

تمام کاهش تن جمله آفت جانست
مگوی عشق که این آتش و نیستانست ۱

براه عشق که پائی نمی رسد بزمین
غمی که هست ز محرومی مغیلانست ۲

بکن لباس تعلق که خار وادی قرب
گرفته دامن دیوانه ایکه عریانست ۳

ز سود راه فنا قطره می شود دریا
حباب دشمن سر بهر جمع سامانست ۴

رواج شور جنون کو که بینمک شد شهر
درین دو روز که دیوانه در بیابانست ۵

ز انقلاب زمان در پناه جهل گریز
که آنچه مانده بیک حال عیش نادانست ۶

فروغ عارضت از حلقه های زلف سیاه
چو روشنائی ایمان بکافر ستانست ۷

بترک سر نتوانم ز سرنوشت برید
وگرنه چون قلم از سر گذشتن آسانست ۸

ملایمت کن اگر طاقت جدل تنگست
کلیم چربی کاغذ علاج بارانست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.