هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از عشق و دلبستگی خود سخن میگوید و از دنیا و آخرت به عنوان دو نقش پای معشوق یاد میکند. همچنین، در ابیاتی به ناامیدیها و تنهاییهای خود اشاره کرده و از بیوفایی دنیا شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۴ - جز قامتت بچشم و دلم جای گیر نیست
جز قامتت بچشم و دلم جای گیر نیست
مهمان خانه های کمان غیر تیر نیست ۱
دنیا و آخرت بره او دو نقش پاست
دلبستگی بنقش قدم دلپذیر نیست ۲
جائیکه من فتاده ام، آنجا که می رسد
از بیکسی مدان اگرم دستگیر نیست ۳
تا گشته ام ز آمد و رفت نفس ملول
وادید و دید هیچکسم در ضمیر نیست ۴
بر دل نهم چو دست کفم پر گهر شود
گر دست مفلس است ولی دل فقیر نیست ۵
طرز فلک بهیچ دلی جا نمی کند
پیری به بی مریدی این چرخ پیر نیست ۶
عیب از نهاد سخت دلان در نمی رود
ای خواجه موی کاسه چو موی خمیر نیست ۷
محروم باد چشم کلیم از رخت اگر
گلدسته بی تو در نظرش دسته تیر نیست ۸
مهمان خانه های کمان غیر تیر نیست ۱
دنیا و آخرت بره او دو نقش پاست
دلبستگی بنقش قدم دلپذیر نیست ۲
جائیکه من فتاده ام، آنجا که می رسد
از بیکسی مدان اگرم دستگیر نیست ۳
تا گشته ام ز آمد و رفت نفس ملول
وادید و دید هیچکسم در ضمیر نیست ۴
بر دل نهم چو دست کفم پر گهر شود
گر دست مفلس است ولی دل فقیر نیست ۵
طرز فلک بهیچ دلی جا نمی کند
پیری به بی مریدی این چرخ پیر نیست ۶
عیب از نهاد سخت دلان در نمی رود
ای خواجه موی کاسه چو موی خمیر نیست ۷
محروم باد چشم کلیم از رخت اگر
گلدسته بی تو در نظرش دسته تیر نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - تا نمی گریم چراغ دیده ام را نور نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - بر دل ز بس غبار کدورت نشسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.