هوش مصنوعی: این شعر از کلیم کاشانی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، از دست دادن، و خاطرات تلخ است. او از صبر بی‌ثمر، از دست دادن فرصت‌ها، و باقی ماندن کینه در دل دوستان و دشمنان می‌گوید. همچنین، به نقش عشق و خاطرات گذشته اشاره می‌کند که همچون محراب در ویرانه‌ها باقی مانده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و کینه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۷۴ - ز آنهمه صبر و سکون در دل کف خوناب ماند

ز آنهمه صبر و سکون در دل کف خوناب ماند
کاروان ما بجای آتش از وی آب ماند ۱

آه اگر آتش بدل زد اشک در کار خودست
گر بسوزد خانه خواهد قسمت سیلاب ماند ۲

چشم بر بهبود پیری داشتم آنهم نشد
کاروان عمر رفت و بخت ما در خواب ماند ۳

دشمنان از خصمی ما سینه ها پرداختند
کینه ما همچنان در خاطر احباب ماند ۴

نفع دارد نوشداروی جهان ناخوردنش
منفعت زین به کزینسان نامی از سهراب ماند ۵

هر چه بود از دل بغیر از نقش ابروی تو رفت
عاقبت زین مسجد ویران همین محراب ماند ۶

شمعهای بزم ما با هم نمی سوزد کلیم
مجلس ما را شراب آخر شد و مهتاب ماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - از هجوم خط دلی باطره پرفن نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - مرا همیشه مربی چه طالع دون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.