هوش مصنوعی:
این شعر از کلیم کاشانی بیانگر درد و رنج هنرمندان و عاشقان در برابر ناملایمات زمانه است. شاعر از بیعدالتیهای جهان، رنجهای عاشقان و وضعیت نابسامان هنرمندان مینویسد و با استفاده از استعارههایی مانند شمع وارون، جامه فلاطون و صید مضمون، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۵ - مرا همیشه مربی چه طالع دون بود
مرا همیشه مربی چه طالع دون بود
ترقیم چه عجب گر چو شمع وارون بود ۱
همیشه اهل هنر را زمانه عریان داشت
فسانه ایست که خم جامه فلاطون بود ۲
پسند ماتمیان با هزار غم نشدیم
بجرم اینکه لباسم زگریه گلگون بود ۳
فلک ز عیب تهی کاسه ای مثل چون شد
زکاسه های کواکب همیشه پرخون بود ۴
مدام از آن نم باران که خاک آدم داشت
متاع خانه ما نزد سیل مرهون بود ۵
همیشه عقده خاطر رواج کارم داد
چه بستگی که پر و بال صید مضمون بود ۶
نشان شیفتگان دیار عشق یکیست
بچشم لیلی هر گردباد مجنون بود ۷
خوش آن گذشته که تاری گر از علائق داشت
بسان طنبور آنهم زخانه بیرون بود ۸
کلیم دل بقناعت نهاد و چاره نداشت
ز دخل خون جگر خون گریه افزون بود ۹
ترقیم چه عجب گر چو شمع وارون بود ۱
همیشه اهل هنر را زمانه عریان داشت
فسانه ایست که خم جامه فلاطون بود ۲
پسند ماتمیان با هزار غم نشدیم
بجرم اینکه لباسم زگریه گلگون بود ۳
فلک ز عیب تهی کاسه ای مثل چون شد
زکاسه های کواکب همیشه پرخون بود ۴
مدام از آن نم باران که خاک آدم داشت
متاع خانه ما نزد سیل مرهون بود ۵
همیشه عقده خاطر رواج کارم داد
چه بستگی که پر و بال صید مضمون بود ۶
نشان شیفتگان دیار عشق یکیست
بچشم لیلی هر گردباد مجنون بود ۷
خوش آن گذشته که تاری گر از علائق داشت
بسان طنبور آنهم زخانه بیرون بود ۸
کلیم دل بقناعت نهاد و چاره نداشت
ز دخل خون جگر خون گریه افزون بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - ز آنهمه صبر و سکون در دل کف خوناب ماند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - بوقت گرسنگی نفس دون گدائی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.