هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنجهای زندگی، ناکامیها، ستمهای روزگار و جستجوی معنویت سخن میگوید. شاعر از نابسامانیهای دنیا، ناامیدی و تلاش برای یافتن آرامش در عبادت و معنویت مینویسد. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر و مقاومت در برابر مشکلات اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و ستم ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
غزل ۲۵۸ - بهره ای نگرفت گر کام دل بیتاب دید
بهره ای نگرفت گر کام دل بیتاب دید
بخت ما دایم رخ مقصود را در خواب دید ۱
خاطر روشندلان از گرد کلفتهای دهر
تیره شد چندانکه نتوانیم رو در آب دیده ۲
کلبه ویران ما از رخنه سنگ ستم
پای تا سر چشم گردیده و ره سیلاب دید ۳
من درین بحر از پی سرگشتگی افتاده ام
کشتیم در رقص آمد هر کجا گرداب دید ۴
هر که در راه عبادت دیده اش بیناترست
قبله منصور دارد دار را محراب دید ۵
رهرو بحر فنا در طی بحر زندگی
آب چون بگذشتش از سر آنزمان پایاب دهد ۶
زاهد از بس در متاع دعوی خود آب کرد
در گمان افتاد فسق و دامن تر باب دید ۷
گر شکافی سینه ام پیکان ز دل نتوان شناخت
رنگ اختر دارد آهن کز آتش تاب دید ۸
آب دریا را بجوی تیغ بیدادت مبند
بسکه سیر آبست شمشیر تو زخم از آب دید ۹
لابه بی نفع است دربد گردی گردون کلیم
چرخ بی پروا چه زاریها که از دولاب دید ۱۰
بخت ما دایم رخ مقصود را در خواب دید ۱
خاطر روشندلان از گرد کلفتهای دهر
تیره شد چندانکه نتوانیم رو در آب دیده ۲
کلبه ویران ما از رخنه سنگ ستم
پای تا سر چشم گردیده و ره سیلاب دید ۳
من درین بحر از پی سرگشتگی افتاده ام
کشتیم در رقص آمد هر کجا گرداب دید ۴
هر که در راه عبادت دیده اش بیناترست
قبله منصور دارد دار را محراب دید ۵
رهرو بحر فنا در طی بحر زندگی
آب چون بگذشتش از سر آنزمان پایاب دهد ۶
زاهد از بس در متاع دعوی خود آب کرد
در گمان افتاد فسق و دامن تر باب دید ۷
گر شکافی سینه ام پیکان ز دل نتوان شناخت
رنگ اختر دارد آهن کز آتش تاب دید ۸
آب دریا را بجوی تیغ بیدادت مبند
بسکه سیر آبست شمشیر تو زخم از آب دید ۹
لابه بی نفع است دربد گردی گردون کلیم
چرخ بی پروا چه زاریها که از دولاب دید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - زان چشم ندیدم که نگاهی بمن افتد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - نیست یکشب که سر شکم گل بستر نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.