هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از سرگشتگی، عشق، صبر و امید سخن میگوید. شاعر از دلهای سرگشت، عشق بیقرار و رنجهای راه عشق مینویسد و به مفاهیمی مانند صبر، انتظار و تقدیر نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۰ - کی بود سرگشتگی ها را دل از سر واکند
کی بود سرگشتگی ها را دل از سر واکند
خویش را دیوانه یک شهر و یک صحرا کند ۱
پا اگر فرسود شاید دستگیر تن شود
همچو نقش بوسه در یک آستان مأوا کند ۲
سود سودای نمک ما را سوی کشمیر برد
اعتباری بخت شور آنجا مگر پیدا کند ۳
دوستان نازک مزاج و ما بسی نازک دماغ
چون کسی اوقات صرف پاس خاطرها کند ۴
در دلی گر ره نداریم آنهم از تقصیر ماست
کس باین سرگشتگی در خاطری چون جا کند ۵
در قدم گلزار دارد ره نورد راه شوق
می زند بر سر اگر خاری برون از پا کند ۶
سیل را در ره مقام از اختیار خویش نیست
مهلتی باید که سد راه را صحرا کند ۷
گر ببزمت دیر می آید کلیم از صبر نیست
موسمی باید که کس آهنگ این دریا کند ۸
خویش را دیوانه یک شهر و یک صحرا کند ۱
پا اگر فرسود شاید دستگیر تن شود
همچو نقش بوسه در یک آستان مأوا کند ۲
سود سودای نمک ما را سوی کشمیر برد
اعتباری بخت شور آنجا مگر پیدا کند ۳
دوستان نازک مزاج و ما بسی نازک دماغ
چون کسی اوقات صرف پاس خاطرها کند ۴
در دلی گر ره نداریم آنهم از تقصیر ماست
کس باین سرگشتگی در خاطری چون جا کند ۵
در قدم گلزار دارد ره نورد راه شوق
می زند بر سر اگر خاری برون از پا کند ۶
سیل را در ره مقام از اختیار خویش نیست
مهلتی باید که سد راه را صحرا کند ۷
گر ببزمت دیر می آید کلیم از صبر نیست
موسمی باید که کس آهنگ این دریا کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - دارم آن سر که اگر در ره دشمن باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.