هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مضامینی مانند رنج و اندوه، ناامیدی، انتقاد از زهد خشک، و تلاش برای یافتن روشنایی در تاریکی سخن می‌گوید. شاعر از ناله‌های بی‌ثمر، نادیده گرفته شدن توسط دیگران، و دشواری‌های زندگی می‌گوید و در عین حال به دنبال امید و روشنایی در دل فقر و تاریکی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از زهد ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۴۱ - شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد

شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد
که تواند همه شب گریه بی شیون کرد ۱

زود رفت آنکه ز اسرار جهان آگه شد
از دبستان برود هر که سبق روشن کرد ۲

ناله گفتم دل صیادمرا نرم کند
این اثر داد که آخر قفسم ز آهن کرد ۳

دیده اش پاکی دامان مرا خوب ندید
زاهد خشک که عیب من تر دامن کرد ۴

مار در پیرهنت به که رگ اندر گردن
که بافسون نتوان چاره این دشمن کرد ۵

ناله گر برق شود با دل سنگین چه کند
راهزن را چه غم از اینکه جرس شیون کرد ۶

خانه دیده سیه باد بمرگ بینش
خلوت دل را تاریک همین روزن کرد ۷

سینه را از نمد فقر اگر بنمایم
می توان شمع ز آئینه من روشن کرد ۸

چاک را همچو قفس جزو بدن ساز کلیم
تا بکی خواهی از آن زینت پیراهن کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - کی بود سرگشتگی ها را دل از سر واکند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - نگه چوگرم بر آن پرحجاب می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.