هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، جدایی، تنهایی، ناپایداری دنیا و تضادهای زندگی میپردازد. شاعر از درد فراق، بیاعتنایی دنیا به مفلسان، و تأثیر عشق بر روح و روان سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند گذرا بودن زندگی، ناسازگاری برخی عناصر طبیعت، و تاریکیهای وجودی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند تنهایی، کینه، و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۴۷ - تا تو رفتی جان دگر آمیزشی با تن نکرد
تا تو رفتی جان دگر آمیزشی با تن نکرد
عکس در آئینه بیصورت دمی مسکن نکرد ۱
پاک طینت با گرانان سازگاری می کند
آب آهنگ جدائی هرگز از آهن نکرد ۲
مفلسان را کس نمی خواهد، زمینا کن قیاس
تا تهی شد دیگرش کس دست در گردن نکرد ۳
توده خاکستر دلها بگردون تا نرفت
روزگار آئینه خورشید را روشن نکرد ۴
بسکه بی آرامیم در عشق او تأثیر داشت
کینه ام یک لحظه جا در خاطر دشمن نکرد ۵
سبزه گل را که بینی آتش و خاکسترست
چشم یک بین امتیاز گلشن از گلخن نکرد ۶
در گلستان هم دل خرم نباید داشتن
غنچه تا نشکفت کس بیرونش از گلشن نکرد ۷
بسکه با تاریکی شبها کلیم الفت گرفت
خانه روشن از چراغ وادی ایمن نکرد ۸
عکس در آئینه بیصورت دمی مسکن نکرد ۱
پاک طینت با گرانان سازگاری می کند
آب آهنگ جدائی هرگز از آهن نکرد ۲
مفلسان را کس نمی خواهد، زمینا کن قیاس
تا تهی شد دیگرش کس دست در گردن نکرد ۳
توده خاکستر دلها بگردون تا نرفت
روزگار آئینه خورشید را روشن نکرد ۴
بسکه بی آرامیم در عشق او تأثیر داشت
کینه ام یک لحظه جا در خاطر دشمن نکرد ۵
سبزه گل را که بینی آتش و خاکسترست
چشم یک بین امتیاز گلشن از گلخن نکرد ۶
در گلستان هم دل خرم نباید داشتن
غنچه تا نشکفت کس بیرونش از گلشن نکرد ۷
بسکه با تاریکی شبها کلیم الفت گرفت
خانه روشن از چراغ وادی ایمن نکرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - دل زغمخواران جز آئین جفاکاری ندید
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - بیا که دل ز تو غیر از جفا نمی خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.