هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانیهای خود در زندگی و گرفتاریهای مادی و معنوی میگوید. او احساس میکند که دنیا به او روی خوش نشان نمیدهد و از فقر و مشکلات رنج میبرد. با این حال، بهرغم همه کمبودها، هنوز هم امید و همتی در خود میبیند. او از دنیا و نعمتهای رنگارنگ آن دلزده است و آرزو میکند که از شر این دلبستگیها رها شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، بیان احساسات غمگین و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۰۴ - هیچکاری برنمی آید ز دست تنگ من
هیچکاری برنمی آید ز دست تنگ من
ورنه جنگی نیست دامان ترا با چنگ من ۱
طینتم بر عاریتهای جهان چسبیده است
گر فشانی گرد از رویم بریزد رنگ من ۲
بسکه خرسندم زکنج فقر کاسیبش مباد
نعمت الوان بود غمهای رنگارنگ من ۳
با همه کم فطرتی دارم ز همت گوشه ای
در نیاید هیچگه دنیا بچشم تنگ من ۴
کام دنیا چیست کز ناکامیش باشد هراس
آخر این رنگ حنا گو رفته باش از چنگ من ۵
شیشه خود را که می آرد بسنگ ما زند
کس بجنگ من نمی آید کلیم از ننگ من ۶
ورنه جنگی نیست دامان ترا با چنگ من ۱
طینتم بر عاریتهای جهان چسبیده است
گر فشانی گرد از رویم بریزد رنگ من ۲
بسکه خرسندم زکنج فقر کاسیبش مباد
نعمت الوان بود غمهای رنگارنگ من ۳
با همه کم فطرتی دارم ز همت گوشه ای
در نیاید هیچگه دنیا بچشم تنگ من ۴
کام دنیا چیست کز ناکامیش باشد هراس
آخر این رنگ حنا گو رفته باش از چنگ من ۵
شیشه خود را که می آرد بسنگ ما زند
کس بجنگ من نمی آید کلیم از ننگ من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۳ - می رویم از خود بیا در انجمن تنها نشین
گوهر بعدی:غزل ۵۰۵ - سفر نیکوست اما نه زکوی دلستان رفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.