هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیباییهای سفر و جدایی از وطن و عزیزان اشاره دارد. شاعر از غم هجران و درد دوری میگوید و شرایطی را توصیف میکند که ناچار به ترک دیار و آشیانه خود شده است. در عین حال، به آمادگی برای پذیرش سرنوشت و ادامه راه با وجود تمام سختیها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای نوجوانان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۵۰۵ - سفر نیکوست اما نه زکوی دلستان رفتن
سفر نیکوست اما نه زکوی دلستان رفتن
بسان شمع هم در بزم باید از میان رفتن ۱
نقاب غنچه بگشاده، می و معشوق آماده
عجب گر زنده رود اکنون تواند زاصفهان رفتن ۲
زجوش گل نگنجید آشیان من، زهی طالع
که در فصل چنین می بایدم از گلستان رفتن ۳
نه تاراج خزانی بود و نه آسیب خار اینجا
بجز آوارگی باعث چه بود از آشیان رفتن ۴
دل و جان، صبر و طاقت جمله می مانند و می باید
ره خونخوار هجران ترا با کاروان رفتن ۵
تو خود رفتی کلیم، اما گران مژگان برگشته
ترا تکلیف برگشتن کند، کی می توان رفتن ۶
بسان شمع هم در بزم باید از میان رفتن ۱
نقاب غنچه بگشاده، می و معشوق آماده
عجب گر زنده رود اکنون تواند زاصفهان رفتن ۲
زجوش گل نگنجید آشیان من، زهی طالع
که در فصل چنین می بایدم از گلستان رفتن ۳
نه تاراج خزانی بود و نه آسیب خار اینجا
بجز آوارگی باعث چه بود از آشیان رفتن ۴
دل و جان، صبر و طاقت جمله می مانند و می باید
ره خونخوار هجران ترا با کاروان رفتن ۵
تو خود رفتی کلیم، اما گران مژگان برگشته
ترا تکلیف برگشتن کند، کی می توان رفتن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۴ - هیچکاری برنمی آید ز دست تنگ من
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶ - کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.