هوش مصنوعی:
این شعر به زیباییهای طبیعت، به ویژه باران، و تأثیر آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر از عشق به باران، مینوشی در هوای بارانی، و تأثیرات روحبخش آن سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند بخشش بیمنت (مانند باران) و لذتهای ساده زندگی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به مینوشی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، زبان شعر کمی پیچیده است و نیاز به درک ادبی دارد.
غزل ۵۱۵ - نگسست عهد صحبت، می از هوای باران
نگسست عهد صحبت، می از هوای باران
آری همیشه باشد برق آشنای باران ۱
در روز ابر باید ساغر شمرده خوردن
یعنی بود برابر با قطره های باران ۲
افکنده اند بر ابر مستان سر برهنه
همچون حباب دستار در رونمای باران ۳
در کشور گلستان گلبن اگر چه شاهست
از گل گرفته کاسه، باشد گدای باران ۴
بیداد پاک طینت بر دل گران نباشد
بر سینه می توان خورد تیر جفای باران ۵
در گلستان کشمیر هر روز کامیابست
چشم از جمال ساقی گوش از صدای باران ۶
میخانه آستانش گل شد ز سجده ما
از بسکه هست ما را بر سر هوای باران ۷
سازم بآب حیوان گاهی که می نباشد
در خشکسال باشد شبنم بجای باران ۸
ساقی بمی پرستان دارد کلیم دایم
احسان بی تقاضا همچون عطای باران ۹
آری همیشه باشد برق آشنای باران ۱
در روز ابر باید ساغر شمرده خوردن
یعنی بود برابر با قطره های باران ۲
افکنده اند بر ابر مستان سر برهنه
همچون حباب دستار در رونمای باران ۳
در کشور گلستان گلبن اگر چه شاهست
از گل گرفته کاسه، باشد گدای باران ۴
بیداد پاک طینت بر دل گران نباشد
بر سینه می توان خورد تیر جفای باران ۵
در گلستان کشمیر هر روز کامیابست
چشم از جمال ساقی گوش از صدای باران ۶
میخانه آستانش گل شد ز سجده ما
از بسکه هست ما را بر سر هوای باران ۷
سازم بآب حیوان گاهی که می نباشد
در خشکسال باشد شبنم بجای باران ۸
ساقی بمی پرستان دارد کلیم دایم
احسان بی تقاضا همچون عطای باران ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۴ - شب عیدست می باید در میخانه وا کردن
گوهر بعدی:غزل ۵۱۶ - باز میخارد کفم خواهم دگر بر سر زدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.