هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از بیتفاوتی معشوق و غرور او شکایت دارد و احساس تنهایی و ناامیدی خود را بیان میکند. همچنین، به ناتوانی در درک درد دیگران توسط معشوق اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۴۴ - علاقه ام ز تو نگسسته وز حیات بریده
علاقه ام ز تو نگسسته وز حیات بریده
تو پا مکش ز سرم گر طبیب دست کشیده ۱
لبت بروی کسی وا نمی شود به تبسم
نمک فروش باین نخوت و غرور که دیده ۲
چنانکه سایه ز پرواز مرغ می رود از جا
مرا ربوده ز جا از رخم چو رنگ پریده ۳
اگر زدرد اسیران خویشتن نشد آگه
چراست زلف ترا پیچ و تاب مار گزیده ۴
کسیکه دیدن دردی است روشنائی چشمش
زمیل خار مغیلان بدیده سرمه کشیده ۵
زدرس و بحث چو کیفیتی نیافت بجا بود
کتاب داده اگر شیخ شهر و باده خریده ۶
ز کنجکاوی مژگان بچشم تو خوانم
کسی بغور سخن در جهان چو ما نرسیده ۷
باین طریق خرد آزموده تیغ زبان را
که ربط محکم خود راز گفتگوی بریده ۸
کلیم ناله ما کی رسد بگوش غرورش
کسیکه زاری دلها ز زلف خود نشنیده ۹
تو پا مکش ز سرم گر طبیب دست کشیده ۱
لبت بروی کسی وا نمی شود به تبسم
نمک فروش باین نخوت و غرور که دیده ۲
چنانکه سایه ز پرواز مرغ می رود از جا
مرا ربوده ز جا از رخم چو رنگ پریده ۳
اگر زدرد اسیران خویشتن نشد آگه
چراست زلف ترا پیچ و تاب مار گزیده ۴
کسیکه دیدن دردی است روشنائی چشمش
زمیل خار مغیلان بدیده سرمه کشیده ۵
زدرس و بحث چو کیفیتی نیافت بجا بود
کتاب داده اگر شیخ شهر و باده خریده ۶
ز کنجکاوی مژگان بچشم تو خوانم
کسی بغور سخن در جهان چو ما نرسیده ۷
باین طریق خرد آزموده تیغ زبان را
که ربط محکم خود راز گفتگوی بریده ۸
کلیم ناله ما کی رسد بگوش غرورش
کسیکه زاری دلها ز زلف خود نشنیده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۳ - ایدل بسنگلاخ هوسها قدم منه
گوهر بعدی:غزل ۵۴۵ - هوای سیر گلشن مانده است و بال و پر رفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.