هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از عشق، ناامیدی، تنهایی، و رنجهای روحی خود میگوید و از گذشت زمان و بیقراریهای درونی خود ابراز تاسف میکند. تصاویری مانند هوای سیر گلشن، بال و پر رفته، خار در جگر، و شعله آه نشاندهندهی غم و اندوه عمیق هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج روحی نیاز به بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۵۴۵ - هوای سیر گلشن مانده است و بال و پر رفته
هوای سیر گلشن مانده است و بال و پر رفته
هوسها کاش می رفتند با عمر بسر رفته ۱
بعشق ریشه محکم کرده ناصح برنمی آید
ز سوزن بر نمی آرند خار در جگر رفته ۲
بکوی تیره بختی چون قلم پایم بگل مانده
اثر از شعله آهم بدر همچون شرر رفته ۳
شکیب بیقراران هم بجای خود نمی آیند
نیابی از سفر تا باز چون عضو بدر رفته ۴
مبادا آتش سودای کس زینگونه تند افتد
زجوش گریه ام چشمیست چون ریگ ز سر رفته ۵
نیم شرمنده یک گام همراهی ز دل هرگز
براهی گر مرا دیدست از راه دگر رفته ۶
میان خاکساران لاف پستی می توانم زد
هوای کرسی زانو مرا از سر بدر رفته ۷
رهم طی گشته اما نیست از منزل نشان پیدا
درین سر گشتگی مانم بزلف تا کمر رفته ۸
بکوی تنگدستی خود زمین گیرم کلیم، اما
سرشکم بر سر دریا بتاراج گهر رفته ۹
هوسها کاش می رفتند با عمر بسر رفته ۱
بعشق ریشه محکم کرده ناصح برنمی آید
ز سوزن بر نمی آرند خار در جگر رفته ۲
بکوی تیره بختی چون قلم پایم بگل مانده
اثر از شعله آهم بدر همچون شرر رفته ۳
شکیب بیقراران هم بجای خود نمی آیند
نیابی از سفر تا باز چون عضو بدر رفته ۴
مبادا آتش سودای کس زینگونه تند افتد
زجوش گریه ام چشمیست چون ریگ ز سر رفته ۵
نیم شرمنده یک گام همراهی ز دل هرگز
براهی گر مرا دیدست از راه دگر رفته ۶
میان خاکساران لاف پستی می توانم زد
هوای کرسی زانو مرا از سر بدر رفته ۷
رهم طی گشته اما نیست از منزل نشان پیدا
درین سر گشتگی مانم بزلف تا کمر رفته ۸
بکوی تنگدستی خود زمین گیرم کلیم، اما
سرشکم بر سر دریا بتاراج گهر رفته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۴ - علاقه ام ز تو نگسسته وز حیات بریده
گوهر بعدی:غزل ۵۴۶ - دل از غم بیش و کم تقدیر گذشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.