هوش مصنوعی: این شعر از زبان شاعری است که از دردها و رنج‌های عاشقانه و وجودی خود می‌گوید. او از ناکامی‌های عشق، جدایی، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید و از زمانه و تقدیر شکایت دارد. با این حال، در میان این دردها، نشانه‌هایی از امید و زیبایی نیز دیده می‌شود، مانند تأثیر قدم‌هایش بر گلشن و گشودن غنچه‌ها.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۵۷۲ - خموش باش دلا عرض مدعا کردی

خموش باش دلا عرض مدعا کردی
زبان به بند، سر گریه را چو وا کردی ۱

ز شوخی ارچه بیکجا قرار نیست ترا
برون نمی روی از خاطری که جا کردی ۲

بگلشن از قدمت داغ لاله مرهم یافت
بخنده هم گره از کار غنچه وا کردی ۳

بزیر خاک تب هجر و رنج رشک بجاست
کدام درد مرا ای اجل دوا کردی ۴

بناله ام دل صد مرغ می کشد آنجا
مرا برای چه از دام خود رها کردی ۵

خوشم که دفتر دل نم کشیده بود ز خون
به تیغ هر ورقش را ز هم جدا کردی ۶

زمانه شاعرم ار کرد زو نمی رنجم
چه کردمی اگرم شاعر گدا کردی ۷

درین زمانه که مرغ کباب در قفس است
کلیم فکر رهائی تو از کجا کردی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۱ - صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳ - فزون از صبر ایوبست تاب محنت دوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.