هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از زبان شاعری بیان میشود که خود را عارف اسرار پنهان، حاکم اقلیم عرفان، و مست شراب عشق معرفی میکند. او از دوگانگیهای وجودی خود سخن میگوید: هم زاهد و هم مینوش، هم در مسجد و هم در بتخانه. شاعر به وحدت وجود و فنا در عشق اشاره دارد و خود را در هر دو جهان حاضر میبیند. او همچنین از حالات مختلف خود مانند ملک، جن، پری، حیوان و انسان سخن میگوید و در نهایت، خود را عاشق و دیوانه عشق معرفی میکند.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی عشق و دوگانگیهای وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۸ - عارف اسرار پنهانیم ما
عارف اسرار پنهانیم ما
حاکم اقلیم عرفانیم ما ۱
زاهد ار ما عقل و هشیاری مجو
کز شراب عشق مستانیم ما ۲
ما گدایانیم لیکن تاج بخش
هم بملک فقر سلطانیم ما ۳
بی می و شاهد چو نتوانیم بود
زان حریف بزم رندانیم ما ۴
هم بمسجد فی صلوة دایمون
هم بدیر از باده نوشانیم ما ۵
هم به بتخانه خدا را ساجدیم
هم بکعبه بت پرستانیم ما ۶
ما چه میدانیم تلوین و گمان
صاحب تمکین و ایقانیم ما ۷
هر دو عالم جان ما را لقمه ایست
تا بخوان عشق مهمانیم ما ۸
نیست گشتم از خود و هستم بحق
در حقیقت باقی و فانیم ما ۹
در فنا جان محو جانان شد ولی
در بقا بنگر که جانانیم ما ۱۰
گاه مطلوبیم و گاهی طالبیم
گاه درد و گاه درمانیم ما ۱۱
گرد خود پیوسته دوری میکنیم
مرکز و پرگار دورانیم ما ۱۲
گه ملک گه جنم و گاهی پری
گاه حیوان گاه انسانیم ما ۱۳
سر حال خود بگویم با تو فاش
بر سرایر پرده پوشانیم ما ۱۴
تا اسیری عاشق و دیوانه شد
در جهان عشق دستانیم ما ۱۵
حاکم اقلیم عرفانیم ما ۱
زاهد ار ما عقل و هشیاری مجو
کز شراب عشق مستانیم ما ۲
ما گدایانیم لیکن تاج بخش
هم بملک فقر سلطانیم ما ۳
بی می و شاهد چو نتوانیم بود
زان حریف بزم رندانیم ما ۴
هم بمسجد فی صلوة دایمون
هم بدیر از باده نوشانیم ما ۵
هم به بتخانه خدا را ساجدیم
هم بکعبه بت پرستانیم ما ۶
ما چه میدانیم تلوین و گمان
صاحب تمکین و ایقانیم ما ۷
هر دو عالم جان ما را لقمه ایست
تا بخوان عشق مهمانیم ما ۸
نیست گشتم از خود و هستم بحق
در حقیقت باقی و فانیم ما ۹
در فنا جان محو جانان شد ولی
در بقا بنگر که جانانیم ما ۱۰
گاه مطلوبیم و گاهی طالبیم
گاه درد و گاه درمانیم ما ۱۱
گرد خود پیوسته دوری میکنیم
مرکز و پرگار دورانیم ما ۱۲
گه ملک گه جنم و گاهی پری
گاه حیوان گاه انسانیم ما ۱۳
سر حال خود بگویم با تو فاش
بر سرایر پرده پوشانیم ما ۱۴
تا اسیری عاشق و دیوانه شد
در جهان عشق دستانیم ما ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - تا جان ما گذشت ازین قیل و قالها
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - ز خورشید جمال عالم آرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.