هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه به توصیف عشق و ستایش معشوق می‌پردازد. شاعر از تابش نور معشوق بر جهان، فنا شدن جان در عشق، و رسیدن به وصال سخن می‌گوید. عشق به معشوق چنان قدرتمند است که عاشق را از همه چیز فارغ می‌کند و او را به سلطانی روحانی می‌رساند.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین مانند 'فنا شدن در عشق' یا 'فارغ از کفر و ایمان' نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۹۲ - آفتاب روی تو تابان شدست

آفتاب روی تو تابان شدست
در شعاعش جان و دل حیران شدست ۱

نور مطلق گشت ذرات جهان
تاکه خورشید رخت تابان شدست ۲

جان که در تاب تجلی شد فنا
در حقیقت واصل جانان شدست ۳

آنکه روز و شب گدای کوی تست
بر همه خلق جهان سلطان شدست ۴

شد بملک عاشقی افسانه
هرکه در عشق تو جان افشان شدست ۵

جان ما در پرتو حسن رخت
محو و شیدا بی سر و سامان شدست ۶

عشق جانان جان بیمار مرا
بوالعجب هم درد و هم درمان شدست ۷

جان و دل در راه عشقت باختن
عاشق دیوانه را آسان شدست ۸

تا اسیری شد اسیر زلف یار
فارغ از کفر و هم از ایمان شدست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱ - بقید زلف تا جانم اسیر است
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.